تبلیغات
انجمن اسلامی مدرسه آیت ا...خامنه ای هشترود - شیطان

شیطان

یکشنبه 1 بهمن 1391 08:53 ب.ظنویسنده : هادی شیری

 

شیطان، مبدأ شرارت

شیطان یک معنای عامی دارد که به صورت صفت ذکر می شود، یعنی موجودی که مبدأ شرارت است. گاهی شیطان بر «ابلیس» اطلاق می شود، شیطان با الف و لام عهد که گفته می شود یعنی آن شیطان معینی که معهود است، وگرنه لفظ شیطان اسم خاص نیست بلکه ابلیس اسم خاص است. شواهدی هست که عنوان شیطان بر غیرابلیس هم اطلاق می شود.

ما این موجود را نمی شناسیم و نمی بینیم. قرآن هم می فرماید: «إِنَّهُ و یَراکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ و مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ»؛ «به درستیکه شیطان و قبیله اش، شما را می بینند. از جایی که شما آنها را نمی بینید

ما نه از درکِ شیطان تجربه حسّی داریم و نه هیچ برهانِ عقلی وجود شیطان را اثبات می کند. فقط راه شناختش وحی است. اگر انبیاء نفرموده بودند که چیزی به نام ابلیس وجود دارد و شیطانی هست که در انسان وسوسه هایی ایجاد می کند، هیچ راهی برای اثباتش نداشتیم؛ مگر اینکه کسی از اولیاء خدا باشد و ببیند، یا کسی که خودش از شیاطین باشد!

من بهترم!

خدای متعال برای اینکه هم میزانِ ایمان و تسلیم ابلیس را آزمایش کند و هم وسیله ای برای آزمایش بنی آدم قرار دهد، او را سالها قبل خلق کرد تا اینکه نوبت به خلقت حضرت آدم علیه السلام رسید. بعد به ملائکه دستور داد که سجده کنند. شیطان هم در صف ملائکه بود. همه فرشتگانی که مورد این خطاب بودند، اطاعت کردند و در مقابل حضرت آدم سجده کردند، مگر ابلیس. خدای متعال فرمود: چرا تو سجده نکردی؟ گفت: خدایا من از انسان بهترم؛ «أَنَا خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ و مِن طِینٍ »؛ «من بهتر از او هستم. مرا از آتش خلق کردی و او را از خاک سفت شده آفریدی.» وجود من کامل تر است، افضل است، صحیح نیست که موجود کامل تر در مقابل موجود ناقص به خاک بیفتد.

با این عصیانی که شیطان کرد، معلوم شد ایمانِ ابلیس، مطلق نیست. ایمانی پذیرفته است و موجب کمال می شود که شرط و قیدی نداشته باشد. شش هزار سال ملائکه خیال می کردند ابلیس هم مثل خودشان ایمانِ مطلق دارد. این جریان باید اتفاق می افتاد تا معلوم شود ایمان او مطلق نیست. این هشدار بزرگی برای ما هم هست که خودمان را بیازماییم، ببینیم ایمان ما مطلق است یا مشروط؟ آیا طوری هستیم که هرچه خدا امر کند اطاعت کنیم؟ این بستگی به مراتب امتحان دارد.

امتحان الهی

آنهایی که ظرفیتشان بیش تر باشد، امتحانشان سخت تر است. برخی تکالیف بسیار سخت است و شاید در میان میلیونها انسان یک نفر هم ظرفیتش را نداشته باشد، ولی خدا ظرفیتهایی در افرادی سراغ دارد و آن تکالیف را متوجه آنها می کند، تا امتحانشان کند و به درجات عالی برسند. به حضرت ابراهیم علیه السلام دستور می دهد که جوانِ شادابِ زیبایِ مؤدّبِ بامعرفتت را به دست خودت سر بِبُر؛ «وَاِذِ ابْتَلَی اِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»؛ «و هنگامی که پروردگار ابراهیم او را به امتحاناتی مبتلا ساخت، ابراهیم آنها را به اتمام رساند

این امتحان برای همه نیست، ما اگر خاری هم توی پای بچه مان برود نمی توانیم تحمل کنیم. ابلیس، امتحان شد فقط به اینکه در مقابل انسان به خاک بیفتد. شیطان گفت: تو من را از این تکلیف معاف کن، من عبادتی می کنم که هیچ کس نکرده باشد. به حسب روایت، خدای متعال فرمود: «اِنِّی أُحِبُّ أنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أرِید؛ من دوست دارم به صورتی که می خواهم اطاعت شوم.» اگر می خواهی اطاعت کنی، همان طوری که من می گویم انجام بده والاّ تو دلت را اطاعت کرده ای و هرطور دلت خواسته عمل کرده ای.

شیطان در این امتحان مردود شد، آگاهانه هم مردود شد! از یک طرف کبر و خود بزرگ بینی که در دلش بود و از یک طرف حسدی که نسبت به حضرت آدم داشت، باعث شد سرسختی نشان بدهد. این موجب شد تا انسانها به وسیله این ابلیس آزمایش شوند. بعد از اینکه ابلیس مردود شد گفت: «فَبِعِزَّتِکَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * اِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ». قسم خورد به عزت الهی که همه آدمیزادها را گمراه کند. فقط یک استثناء کرد و آن بندگان مخلَص را، یعنی آنهایی را که خدا برای خودش خالص کرده است.

تسلّط شیطان

اوّلاً شیطان هیچ کس را نمی تواند مجبور کند. اگر کسی روز قیامت بگوید: خدایا! من تحت وسوسه شیطان مجبور شدم این کار را بکنم، خدا بر او حجت دارد. شیطان بر هیچ کس تسلطی ندارد. روز قیامت جهنمیها با هم به تخاصم می پردازند. او می گوید تقصیر تو بود، دیگری می گوید تقصیر تو بود. «کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا»؛ «هر گروهی داخل [جهنم] می شود آن دیگری را لعنت می کند»، تا بالاخره می آیند سراغ ابلیس و می گویند: تو بودی که همه ما را گمراه کردی، جواب می دهد: «مَا کَانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ»؛ «من تسلّطی بر شما نداشتم»، «اِلاَّ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»؛ «مگر اینکه من دعوتتان کردم و شما قبول کردید

البته گاهی کار به جایی می رسد که افرادی خودشان را در اختیار شیطان قرار می دهند و مرکب شیطان می شوند. خودشان می روند در اختیار شیطان، خب او هم تسلّط پیدا می کند، ولی خدا برای شیطان بر کسی تسلّطی قرار نداده است. «اِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ»؛ «تسلط شیطان فقط بر کسانی است که او را تبعیّت می کنند.» اگر کسانی ولایت شیطان را بپذیرند و بگویند تو آقا و ما نوکرتیم و هرچه تو می گویی ما عمل می کنیم، شیطان هم این هدیه را از ایشان می پذیرد و سوارشان می شود. این طور افراد نه تنها خودشان گمراه می شوند، بلکه ابزاری می شوند برای گمراه کردن دیگران. شیاطین انس از اینجا پیدا می شوند.

حکمت خلقت شیطان

چرا خدا شیطان را آفرید و چرا این طوری شد؟ این چراها در سطح ساده ای برای افرادی که با تدبیر الهی و با فلسفه آفرینش آشنا نیستند زیاد مطرح می شود. خدا این عالم را طوری آفریده که کارها با اسباب انجام بگیرد. این هم حکمتها دارد، نه اینکه خدا نمی توانست کارها بدون اسباب انجام شود. اصلاً وجود این اسباب، فلسفه وجود این عالم است. اگر این اسباب نباشد، این عالم جا ندارد. برای مثال، همه ما احتیاج به غذا داریم، قرآن هم تصریح می کند به اینکه روزی شما و فرزندانتان همه با خداست. سؤال می شود که خوب بود ظهر که می شد خدا روزیِ ما را می گذاشت سر جانمازمان، چرا آدم باید این قدر زحمت بکشد و کار کند؟! این اسباب برای چیست؟ راحت، خدا یک نان درست می کرد، می گفت: نان! موجود شو؛ «کُنْ فَیَکُونَ» برای خدا که هیچ زحمتی ندارد! اما این حکمت دارد. از اوّلی که دنبال غذا می روید تا آخر، چقدر برای شما زمینه آزمایش فراهم می شود. چقدر تکلیف برای شما و دیگران پیش می آید که در هر قدمی یا بهشت است یا جهنّم، یا ثواب است یا عقاب. آیا کشاورز در زمین خودش کشت می کند یا در زمین غصبی؟ آیا زکاتش را می دهد یا نمی دهد؟ آیا مزد کارگر را درست می دهد یا نه؟ نانوا نان را درست می پزد یا نه؟ معامله ها درست است یا نه؟ ربا و کم فروشی هست یا نیست؟

سر یک شکم سیر شدن، باید هزارها زمینه برای تکلیف پیش بیاید. زمینه ای که انسان رشد کند. رشد ما در اطاعت امر خداست، امری باید باشد تا اطاعت کنیم. امر به چه؟ هرچه بیش تر زمینه امر و نهی فراهم شود، زمینه تکامل انسان هم بیش تر فراهم می شود و این عالم آفریده شده تا ما تکامل پیدا کنیم. درست است که هواهای نفسانی خودش عاملی برای امتحان است، که آیا ما به تمایلات خودمان عمل می کنیم یا زمینه را برای شکوفاییِ استعدادها و درخواستهای معنوی و ملکوتی فراهم می کنیم؟ امّا در خیلی از این موارد، هر دو طرف، عاملی ضعیف است. احتیاج به یک تحریک داریم، یعنی زمینه امتحان بیش تر، عمیق تر، لطیف تر و قوی تر باید فراهم شود. در این میان نقش شیطان تقویت هواهای نفسانی است.

وسوسه

نکته دیگر اینکه چرا تصور می کنیم غذای حرام لذّتش بیش تر است؟ چرا تصور می کنیم غذای دزدی مزه اش بیش تر است؟ چرا فکر می کنیم نظر به نامحرم لذتش بیش تر است؟ بعد هم می بینیم، نه، خیلی زشت تر هم بود و هیچ لذت فوق العاده ای هم نداشت، اما باز فردایش همان آش است و همان کاسه! باز خیال می کند نه خیر، این چیز دیگری است! انسان در کار خودش تعجب می کند که چطور می شود هر روز فریب می خورم؟ این کار شیطان است. موجودی است که به شما القاء می کند این لذتش بیش تر است، «یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ»؛ «در قلبهای مردم وسوسه می کند.» «لاَُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الاَْرْضِ»؛ «در روی زمین برای مردم تزیین می کنم

خودش گفته من چیزهایی را که ضرر دارد، گناه است و موجب عذاب می شود، در نظر مردم زینت می دهم. کاری می کنم خیال کنند این چیز دیگری است!

شک، توهّم، ترس

مجموع کارهایی که شیطان می کند چند سنخ است. یکی اینکه در شناختهای ما با وسوسه ها و القائاتش تصرف و یقین ما را تدریجا به شک بدل می کند. گاهی در واضح ترین چیزهایی که هیچ عاقلی انکار نمی کند، آدم مبتلا به شک می شود.

در یک دسته چیزهایی که آدم می داند ارزش و لذتش چه اندازه هست، توهّماتی می کند و گمان می کند که لذتش فوق العاده است. بعدش هم می بیند که نشد، باز هم مرتبه دوم و سوم تکرار می کند.

نوع دیگر کار شیطان این است که در مواردی که انسان باید کار و تکلیفی انجام بدهد، می ترسد ضرر کند. مصداق واضحش خمس دادن است. سر سال که می شود جانش در می آید خمسش را بدهد! با اینکه خرجهای دیگر می کند؛ سفر می کند، سوغاتی می خرد، خرجهای الکی می کند. «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ»؛ «وعده فقر به آدم می دهد، یا تعبیر بهترش «یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ»؛ دوستانش را می ترساندمی گوید: اگر تکلیفت را انجام بدهی فقیر می شوی. اگر روزه بگیری مریض می شوی. در صورتی که بر عکس است. آن دوایش است، همان زکات و خمس باعث رشد مالش می شود. «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً»؛ «شیطان وعده فقر به شما می دهد و شما را به فحشا او امر می کند و خداوند وعده مغفرت از جانب خودش و فضل و بخشش می دهد

شیاطین انس هم عینا همین کار را می کنند، دست پرورده همین هستند! می نشینند تعریف می کنند، دیشب رفتیم فلان جا چقدر حال کردیم، راست و دروغ به هم می بافد تا این جوان را تحریک کند فردا شب با او باشد. کار شیطان هم همین است، می گوید: بیا ببین چقدر لذت دارد. گول این آخوندها را نخور.



برچسب ها: شیطان ، گناه ، امتحان الهی ،
آخرین ویرایش: شنبه 7 بهمن 1391 05:32 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.